روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
کوهنوردان حرفهای میدانند که چالش اصلی در کوهنوردی، رسیدن به قله نیست، بلکه سالم برگشتن از قله است.
برای همین است که هنگام اتخاذ هر تصمیمی، مخصوصاً تصمیمات مهم و پرریسک، باید راهی برای بازگشت در نظر بگیریم تا اگر تصمیممان اشتباه از آب درآمد، بتوانیم خسارات وارده و راه اشتباهمان را جبران کنیم.
برای درک بهتر این موضوع بیایید یک داستان تاریخی را مرور کنیم: ارنست شَکِلتون و رابرت اِسکات، دو انسانی هستند که برای رفتن به قطب جنوب تلاش کردند.
شَکِلتون در سال ۱۹۰۹ به سمت قطب جنوب رفت و در حالی که به ۵۰ کیلومتری آن رسیده بود، به این موضوع شک کرد که آیا میتوانم به سلامت از قطب جنوب برگردم؟
شَکِلتون با بررسی وضعیت سلامت و آذوقهای که همراه داشت، تصمیم گرفت تا مسیر را ادامه ندهد و به خانه برگردد.
اِسکات در سال ۱۹۱۲ به سمت قطب جنوب رفت و تقریباً در همان نطقهای که شَکِلتون دچار شک شد، با مشکل مواجه شد ولی تصمیم گرفت به سمت قطب جنوب ادامۀ مسیر بدهد.
اِسکات و تیمی که زیر نظر او بودند، تصمیم گرفتند مسیرشان به سمت قطب جنوب را ادامه بدهند و اتفاقا به قطب جنوب هم رسیدند.
اما بیشتر آنها در مسیر برگشت به دلیل مشکلات جسمانی، خستگی مفرط، کمبود آذوقه و غیره، گم شدند و جانشان را از دست دادند.
ناپلئون هم در حمله به روسیه همین اشتباه را مرتکب شد و تصور کرد میتواند با پافشاری روی تصمیم اشتباهی که اتخاذ کرده بود، برنده شود، اما شکست سنگینی خورد که آن شکست مقدمۀ سقوط حکومتش را فراهم آورد.
جالب اینجاست که هیتلر هم از شکست ناپلئون درس نگرفت و روی تصمیم اشتباهش برای حمله به روسیه اصرار کرد و عقبنشینی نکرد و در نتیجه، او هم شکست سنگینی خورد و بعد از آن تمام پیروزیهایی که به دست آورده بود را از دست داد.
پس یادمان باشد که وقتی متوجه میشویم تصمیممان اشتباه بوده، باید اشتباهمان را بپذیریم و مسیر برگشت از تصمیممان را انتخاب کنیم، نه مسیر پافشاری و اصرار روی تصمیم اشتباهمان را.







دیدگاهتان را بنویسید